پيام عاشورا
![]() |
تاريخچه عاشورا دو صفحه دارد يك صفحه سياه كه نمايشي است از جنايت بشريت ، جنايت بسيار عظيم و يك ظلم بي حد و حساب اما صفحه ديگر آن بيشتر قابل مطالعه است . نمايشگاهي است از عظمت و علو بشريت ، نمايشگاه معاني و مكارم انسانيت است سراسر حماسه است عظمت و شجاعت و حق خواهي و حق پرستي در آن موج مي زند. از اين نظر قهرمان داستان پسران علي هستند و دختر علي زينب حماسه عاشورا حماسه اي مقدس است از اين جهت كه هدفش مقدس و پاك است مثل خورشيد عالمتاب است كه بر همه جهانيان مي تابد . فرياد عدالتي است در يك استبداد و ستم مطلق ، جنبشي است در يك سكون ، منطقي دارد مافوق منطق افراد عادي ، مافوق منطق عقلايي كه در اجتماع هستند . حسين بن علي (ع) يك روح بزرگ و يك روح مقدس است . اساساًروح كه بزرگ شد به تن مي گويد من مي خواهم به اين خون ارزش بدهم شهيد به چه كسي مي گويند ؟ شهيد كسي است كه يك روح بزرگ دارد ، روحي كه هدف مقدس دارد كسي است كه در راه عقيده كشته شده است كسي است كه در راه حق و حقيقت و فضيلت قدم برداشته است شهيد به خون خود ارزش مي دهد .
اي حج ناتمام تواين يك حماسه است اما نه يك حماسه شخصي يا قومي . در آن منيت و خودپرستي نيست ، خداپرستي است . امام تقاضاي بيعت را رد مي كند بعد از سه روز امام از مدينه حركت مي كند و مي رود به مكه و به اصطلاح مهاجرت مي كند و در مكه كه حرم امن الهي است ، سكني مي گزيند و شروع به فعاليت مي كند . امام حسين (ع) در سوم شعبان وارد مكه مي شود و ماههاي رمضان ، شوال ، ذي القعده و ذي الحجه ( تا هشتم اين ماه ) يعني ايامي را كه در عمره مستحب است و مردم از اطراف و اكناف به مكه مي آيند ، در آنجا مي ماند . ناگهان در هشتم ذي الحجه آغاز حج واجب ، امام حسين (ع) اعلام مي كند كه من مي خواهم به طرف عراق و كوفه بروم . اعتراض و انتقاد و عدم رضايت خودش را به اين وسيله و به اين شكل اعلام مي كند و يعني حجي كه گرداننده اش يزيد باشد ، براي مسلمين فايده اي نخواهد داشت . من براي رضاي خدا رو به جهاد و امر معروف و پشت به حج مي كنم كه يك دنيا معني داشت . در نهضت حسين (ع) سه عنصر اساسي دخالت داشته است و مجموعاً سه عامل به اين حادثه بزرگ شكل داده است . يكي اينكه امام از بيعت با يزيد امتناع مي كند . عامل دوم دعوت مردم كوفه بوده است بعد از اينكه امام حركت كرد و مخالفت خود را نشان داد و مردم كوفه از قيام امام مطلع شدند ، چون زمينه نسبتاً آماده اي در آنجا وجود داشت . مردم كوفه گردهم آمدند و امام را دعوت كردند . عامل سوم امر به معروف و نهي از منكر است . در اسلام نه تنها فرد خود را در مقابل خداوند و از نظر خود مسئول و و متعهد مي داند امر به معروف و نهي از منكر همين است . نهضت امام حسين ، نهضت امر به معروف و نهي از منكر بود . يا دهر اف لك من خليليشب عاشورا است. از طرفي وقتي آن حماسه را مي بينيم روحمان به هيجان مي آيد . قلبمان تكان مي خورد و از طرف ديگر متأثر مي شويم. ابا عبدالله نزد زينب آمد و او را موعظه كرد : خواهر جان ! مراقب باش شيطان تو را بي صبر نكند. حلم را از تو نربايد ، تو بايد مواظب باشي بعد از من سرپرستي اين قافله را بكني ، سرپرستي اطفال مرا بكني. در آن شب خطابه قرايي براي اصحاب و اهل بيتش مي خواند : اصحاب من ! اهل بيت من ! من از اصحاب خودم بهتر و اهل بيتي از اهل بيت خودم بهتر سراغ ندارم . از همه ي شما ممنونم ولي بدانيد اينها فقط مرا مي خواهند جز من با كسي كاري ندارند بيعتي اگر با من كرديد برداشتم همه آزاديد هر كس مي خواهد برود برود. نوشته اند همه يك صدا گفتند : اين چه سخني است كه شما به ما مي گوييد ؟ ما برويم و شما را تنها بگذاريم ؟ ما يك جان بيشتر نداريم كه فدا كنيم . اي كاش خدا هزار جان پي در پي به ما مي داد كشته مي شديم و دوباره زنده مي شديم و هزاران جان در راه تو فدا مي كرديم ، يك جان كه قابل نيست . روز عاشورا است روز معراج حسين بن علي(ع) است روزي است كه ما نه تنها بايد از روح حسين ، از غيرت حسين ، از مقاومت حسين ، از شجاعت و دليري حسين پرتوي بگيريم بلكه بايد ذره اي آدم شويم و بيدار شويم . چيزي كه در روز عاشورا بيش از هرچيز ديگر جلوه گر و نمايان است ، طمأنينه حسين ، اطمينان حسين ، آرامش و استقامت حسين است . در روز عاشورا اباعدالله نقطه اي را مركز قرارداده بود . حمله مي كرد ولي مواظب بود كه از خيمه ها دور نشود به اهل بيت دستور داد كه شما ابداًاز خيمه ها بيرون نياييد . وقتي به نقطه اي كه مركز قرارداده بود مي رسيد ، با صداي بلند با هرمقدار كه نيرو داشت فرياد مي كرد ( با زبان خشك ) لا حول ولا قوه الابالله العلي العظيم اهل بيت خوشحال مي شدند كه آقا زنده است . از شعارهاي اباعبدالله اين است : نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود و كسي از باطل روگردان نيست ؟ در چنين شرايطي ، مؤمن بايد لقاء پروردگارش را بر چنين زندگي اي ترجيح دهد . من مرگ را جز خوشبختي نمي بينم من زندگي با ستمكاران را جز ملامت و خستگي نمي بينم. عبدالرسول جوادی بالاجاده |




.jpg)





.jpg)





.jpg)







