ربنا تقبل منا عيد سعيد فطر ماه پيروزي بر طاغوت نفس و عيد فطر سفير باز گشت به فطرت وسرشت عيد رحمت وبازگشت به سوي خدا وروز كرامت وسربلندي صالحان برهمه قائمين وصائمين مبارك باد

محرم

درعالم بچه گی دلمان نمی خواست محرم تمام شود محرم شبهای فانوس کشی بود و زنجیر زنی در زیر نور فانوسها ، هشت فانوس را روی چوبی (بعلاوه + ) آویزان می کردند در هر طرف دو فانوس و چه کیفی داشت در زیر نور فانوسها در کوچه های تاریک و گلی زنجیر زدن . بزرگتر که شدیم چراغ زنبوری جای فانوس را گرفته بود و بلندگو دستیها صدا را در کوچه های ساکت می پراکندند و مادر عالم با صفای خود به عشق آقا و مصیبتش زنجیر میزدیم به گونه ای که تا یک هفته نمی توانستیم به دیوار تکیه کنیم پشت هامان زخم شده و ناسور بود. حالا چراغ زنبوریهای 4 توری امده بودند و بلندگو و آمپلی فایر و ... ما در زیر نور چراغها می کوبیدیم و می کوبیدیم و ارزو می کردیم که کاش در روز عاشورا حضور داشتیم تا جان بی مقدارمان را تقدیم می کردیم , عاشورا را به عشق شام غریبان زنجیر می زدیم و می دانستیم که ظهر عاشورا عزاداری تمام نمی شود .بعد از شام غریبان خسته و کوفته به خانه می رفتیم و فردا شب سوم امام بود و باز عزاداری هنوز با زنجیر هایمان کار داشتیم اربعین در پیش بود و ما عاشق اربعین . اربعین که می رسید علاوه بر زنجیر زنی روضه خوانی هم شروع می شد روزی 15 الی 20 مجلس را پا به پای مداحان و روضه خوان می رفتیم . احادیث و روایات و در پایان ذکر مصیبت , اربعین زمان ثبت نام بود برای مسافرت مشهد ، هیات در مشهد مسافر خانه می گرفت و کوچ دسته جمعی هیات به مشهد ، و قهر و آشتی ها و .... در سر و صدای مشهد گم می شدیم و آنجا می دیدیم که هیات عظیم ما چه حقیر است و بلندگوی ما چه کم صدا و صف ما چه کوچولو در مقابل صفهای 8 ردیفه یک کیلومتری دیگران . اما ما این حرفها حالیمان نبود عشق به آقا بود و ما در مصیبت او جلوی حرم هشتمین امام خود را می کشتیم . محرم را به عشق اربعین تمام می کردیم و اربعین را به عشق چهل و هشتم و... همیشه عاشق بودیم و این گونه بود که به اشاره ای در ذکر مصیبت امام می مردیم و فریادمان از شدت تاثر گوش فلک را کر می کرد . ..... برگرفته از وبلاگ کردکوی بهشت گمشده اثر استاد دکتر ابوالحسن شهواری
تعداد بازدید کنندگان سایت نفر می باشد